سيد محمد باقر شفتي
474
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
زعم أنه يعلمني كلمات ينفعني اللَّه بها ، فقال : أما أنه صدقك و هو كذوب « 1 » يعني صدقك ما في آية الكرسي و ذكر خواصه لكنه كذبك في عدم العود . وجه الدلالة على المدعي ظاهر ، لوضوح أن قوله « حتى يختم الآية » يدل على انتهاء آية الكرسي به آخر الآية ، و قوله و ان لم يكن حجة لكن تصديقه صلَّى اللَّه عليه و آله يكفى في ذلك . ممكن است جواب گفته شود از مستندى كه در اثبات قول اول ذكر كرديم . اما از حديثى كه شيخ مرحوم در مصباح فرمودهاند ، پس اين مقدوح است سندا و دلالة . اما به حسب سند نظر به اين كه حديث مرسل است ، سند آن مطلقا معلوم نيست ، همين قدر مرحوم شيخ فرمودهاند روي عن الصادق عليه السّلام ، نه راوى معلوم است و نه واسطهء ما بين مرحوم شيخ و راوي ، پس اعتماد به آن در بيان مراد شارع نمىتوان نمود ، خصوصا در صورتى كه مخالف ظاهر لفظ بوده باشد . و اما قصور در دلالت پس به جهت آن كه ممكن است الى قوله * ( « هُمْ فِيها خالِدُونَ » ) * از كلام مرحوم شيخ بوده باشد ، و اين تفسير موافق به اعتقاد آن مرحوم بوده باشد ، يعنى چون كه اعتقاد آن مرحوم اين بوده كه آية الكرسي ممتد است الى * ( خالِدُونَ ) * لهذا آية الكرسي در حديث را تفسير فرمودهاند به آنچه مذكور شد . بر فرض تسليم آن كه تفسير مذكور از حديث بوده باشد چنانچه اين ظاهر است مىگوئيم : كلام محتاج به حذف است ، چنانچه در سابق اشاره به آن نموديم و آن محذوف چنانچه ممكن است هي بوده باشد پس تقدير چنين خواهد بود : و عشر مرات آية الكرسى و هي الى قوله * ( « هُمْ فِيها خالِدُونَ » ) * ممكن است به نحو
--> « 1 » جامع الاصول ج 9 / 360 - 361 .